سمفونی مردگان – عباس معروفی

حالا جلوی چشم هاش روی موزائیک های سرد بیمارستان خوابیده بود . گفته بود : کاش آدم میتوانست با مرگ مبارزه کند.

گفتم چه جوری ؟

گفت جوری که نخواهد بمیرد . یک تقلای حسابی .

گفتم : ممکن نیست مرگ هم همیشه یک جور نیست . هر دفعه شکل تازه ای دارد .

.

.

.

سمفونی مردگان – عباس معروفی

نظرات بسته است.