گناه

بزرگترین گناهی را که یک انسان می تواند مرتکب شود
مرتکب شده ام ، خوشبخت نبوده ام.
بگذار بهمنِ یخ زدهِ بیرحمِ نسیان

مرا در کام خود فرو برد،نابود کند، بی شفقتی.
پدر و مادرم مرا برای زیبایی و

بازی شگفت انگیز زندگی به دنیا آوردند،
برای زمین ، آب ، آتش و هوا

من به آن ها خیانت کردم از این رو که خوشبخت نبودم
و آرزوی نخستین آنها برآورده نشد.

ذهن من خود را وقف لجاجتِ متقارنی برای هنر کرده است

که دمیدن در حباب است ، من بزدل بودم.

آن ها شجاعت را به من آموختند.

و من آن را پس زدم، آنچه  بیش از هر چیز مرا دنبال می کند:

من انسانی نگون بخت بوده ام.

.

.

.

پی نوشت:

اثری از : بورخس ، مودب میرعلایی

کپی شده از سایت http://poets.ir

نظرات بسته است.