من از کجا می ایم؟
به مادرم گفتم دیگر تمام شد
گفتم همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم
سلام ای غرابت تنهایی
اتاق را به تو تسلیم میکنم
چرا که ابرهای تیره همیشه
پیغمبران ایه های تازه تطهیرند
و در شهادت یک شمع
راز منوری است که آنرا
آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خواب میداند

پ ن :
این شعر و این لحظه ای که دارم میگذرونم برای دوستی عزیزیه که خیلی وقته از پیش ما رفته و براش راه برگشتی نیست تا ببینه زندگی ارزششو نداشت که خودتو براش بکشی .