ترانه ای که نخواهم سرود من هرگز !

So then I dreamt,
the song
I’ll never sing.

Song filled with lips
welling up from afar.

Song filled with hours,
counted off in the shade.

Song of the star alive
on the perpetual day.

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه یی را
که نخواهم سرود من هرگز.

ترانه ای پُر از لب ها
و راههای دوردست.

ترانۀ ساعات گمشده
در سایه های تار.

ترانۀ ستاره های زنده
بر روز جاودان.

نظرات بسته است.