به یاد سینا غلامی و یوسف رضایی

25owfic

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و نه آفتاب

ما بیرون زمان ایستاده ایم

با دشنه تلخی در گرده هایمان

هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید

که خاموشی به هزار زبان در سخن است

در مردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده ای

و نوبت خود را انتظار می کشیم

بی هیچ خنده ای

نظرات بسته است.