ُSilent

silent1

پایان سال ۸۸

برای سارا :

گاه آرزو می کنم

زورقی باشم برای تو

تا بدان جا برمت که می خواهی.

زورقی توانا

به تحمل باری که بر دوش داری،

زورقی که هیچگاه واژگون نشود

به هر اندازه یی که ناآرام باشی

یا متلاطم باشد

دریایی که در آن می رانی.

مارگوت بیکل

ألا بذکر الله تطمئن القلوب

«الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب».

سلام،خداحافظ

.
.

خدایا به امید تو

.

.

.

.

.

.

.

پی نوشت :

۱/خدایا شکرت
۲/ شنبه ۱۳۸۸/۱۲/۱۵  ساعت ۱۱/۳۴