
ای مردم! شما همگی نیازمند به خدایید
تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هرگونه حمد و ستایش است !
اگر بخواهد شما را می برد و خلق جدیدی می آورد
و این برای خداوند مشکل نیست !
.
.
.
پی نوشت :
۱/ فاطر (۱۷،۱۶،۱۵)
زمین می چرخد و من سرم گیج می رود

ای مردم! شما همگی نیازمند به خدایید
تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هرگونه حمد و ستایش است !
اگر بخواهد شما را می برد و خلق جدیدی می آورد
و این برای خداوند مشکل نیست !
.
.
.
پی نوشت :
۱/ فاطر (۱۷،۱۶،۱۵)
یه سری از غم ها هست که حتی اگه همراه با سختی هم باشه باز هم برای فرد قشنگن / به سبک بعضی از دلتنگیها که دقت میکنم میبینم چقدر دوست دارم همیشه این دلتنگی تو وجودم باشه حتی اگه کمی و شاید هم بیشتر از کمی برام تحملش سخت باشه .
دنیای همه ما با هم فرق داره ، اما با علم به این موضوع باز هم چند روزی هست که دنبال شباهت های زندگی خودم با دنیای تو میگردم
.
.
خنده های بی دلیل
گریه های بی دلیل
خیره گی ها ، خیره گی ها ، خیره گی …
.
.
آخ که چقدر دکلمه های “پناهی” قشنگن . نمیدونم چم شده ! شاید بهانه گیر شدم / هی نوشتم و پاک کردم از ۱۰ صبح تا همین الانش که ۳/۳۰ ظهر شده
چند روز پیش یه آهنگ از شهرام ناظری گرفتم که خیلی لذت بردم از گوش دادنش . داستان از این قراره :
میگه تو جنگهام اسبم رفیق و همراهمه اما بهتر از اسبم تفنگیه که دارم / اسب داشته باشم و تفنگم نباشه قدرتی ندارم وقتی میتونم بگم یه سوار پرقدرتم که تفنگ داشته باشم ، ادامه ش به این منواله که این فرد تفنگشو میفروشه و برای معشوقه ش یه هدیه میگیره و براش میفرسته اما از روال دنیا معشوقه هدیه ای که براش فرستاده شده رو پس میفرسته و بعد خواننده با یه لحن قشنگی میگه تفنگم از دستم رفت .” تفنگ دسته نقرم دادو بیداد”
.
.
.
دلم برات تنگ شده / لطفا زودتر برگرد .


برایِ تو وخویش
چشمانی آرزو میکنم که چراغ ها و نشانه ها را
در ظلماتمانببیند
گوشی
که صداها و شناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش،روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی
که در صداقتِ خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون بکشد
و بگذارد
از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوئیم.