طلب آمرزش

برای اعتراف به کلیسا میروم
رودر روی علف های روئیده بر دیوار کهنه می ایستم و
همه گناهان خود را یکجا اعتراف می کنم
بخشیده خواهم شد به یقین
علفها بی واسطه با خدا سخن می گویند .
82vkztl
.
.
.
.
فکر میکنم اینبار هم مثل همیشه باشه ، نمیدونم درسته گفتنش یا نه اما مشکل اینجاست که خدارو از خودم دور کردم و شاید فکر کردم بیشتر از اون متوجه میشم . تو قسمتی از نوشته هاش میگه :
.
.
من بینوا بندگکی سر به راه نبودم
و راه بهشت مینوی من، بز رو طوع و خاکساری نبود.

مرا دیگر‌گونه خدایی می‌بایست، شایسته‌ی آفرینه‌ای که نواله‌ی ناگزیر را گردن کج نمی‌کند!

و خدایی دیگر گونه آفریدم!

دریغا شیرآهن کوه مردا که تو بودی، و کوه‌وار پیش از آنکه به خاک افتی، نستوه و استوار، مرده بودی


اما نه خدا و نه شیطان!

سرنوشت تو را بتی رقم زد، که دیگران می‌پرستیدند!

بتی که دیگرانش می‌پرستیدند.

بیراهه

.

.

.

زمین می چرخد و من سرم گیج می رود !

.

.

.

گاهی اوقات خیلی مضحک میشم

به قول خیام ” از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ وز تار وجود عمر ما پودی کو؟ در چنبر چرخ جان چندین پاکان می سوزد و خاک می شود، دودی کو؟

یقینا تو اشتباهم !

فال

fullemoboy

آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش

هر چه کند به شاهدی کس نکند ملامتش

باغ تفرج است و بس ، میوه نمی دهد به کس

جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش

کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی

کانچه گناه او بود من بکشم غرامتش

متبرک باد نام تو

free

به جستجوی تو

بر درگاه کوه می گریم،

در آستانه دریا و علف.

به جستجوی تو

در معبر بادها می گریم،

در چار راه فصول،

در چارچوب شکسته پنجره ای

که آسمان ابرآلوده را

قابی کهنه می گیرد.

به انتظار تصویر تو

این دفتر خالی

تا چند

تا چند

ورق خواهد خورد؟

جریان باد را پذیرفتن،

و عشق را

که خواهر مرگ است

و جاودانگی

رازش را

با تو در میان نهاد

پس به هیات گنجی در آمدی

بایسته و آزانگیز

گنجی از آن دست

که تملک خاک را و دیاران را

از این سان

دلپذیر کرده است!

نامت سپیده دمی که بر پیشانی آسمان می گذرد

- متبرک باد نام تو!-

و ما همچنان

دوره می کنیم

شب را و روز را

هنوز را .

.

.

.

.

پی نوشت:

۱/شاملو.

۲/متبرک باد نام تو .